لغت شش سیگما یکی از حروف الفبای یونانی می‏باشد که در آمار به عنوان یکی از شاخص‏های مهم پراکندگی به نام انحراف معیار مطرح شده است.

شش سیگما فرآیندی است بسیار منظم که به سازمان کمک می‏کند تا به طور مستمر با تمرکز بر توسعه و تولید تقریباً عالی محصولات و خدمات نیازهای مشتریان خود را برآورده سازد. شش سیگما یعنی رسیدن به سطحی از کیفیت تولیدات و ارائه خدمات که خطای فرآیندهای کاری به میزان ۴/۳ در یک میلیون موقعیت کاهش یابد.

شش سیگما با تاکید بر ۱- ضایعات صفر در تولید ۲- مشتری رضایتمند‏تر ۳- بازگشت سرمایه بیشتر و نیز با تمرکز مستمر بر فرآیند تولید یا ارائه خدمات و توسعه و بهبود آن، کاهش هزینه‏ها و پیشرفت مداوم را درپی دارد. مراحل اصلی شش سیگما: ۱- تعریف  ۲- سنجش  ۳- تجزیه و تحلیل ۴- بهبود  ۵- کنترل

نتیجه‏ گیری:

  • شش سیگما بیش از یک سیستم مدیریت ساختاری است که براساس مدیریت پروژه برای حل مشکلات خاص و بر مبنای جستجو برای نتایج چشمگیر پایه‏ریزی شده است.
  • شش سیگما مکمل سایر رویکردها مخصوصاً ۹۰۰۱ ISO می‏باشد.
  • شش سیگما تلاش نمی‏کند که کیفیت را در راهنما‏ها و روش‏ها تدوین کند، بلکه سعی می‏کند همه روندهای درگیر در ایجاد تغییرپذیری را در راستای نیازها و محدودیت‏های مشترک کنترل کند.
  • برای داشتن عملیات خوب، شرکت‏ها لازم نیست گواهی نامه بگیرند ولی برای کاهش ریسک به علت نتایج مالی ضعیف نمی‏توانند از روش‏هایی نظیر شش سیگما چشم‏پوششی کنند.
  • شش سیگما ابزارهای کنترل متفاوت را در یک نگرش ساختار به منظور افزایش کارآیی به کار می‏گیرد.